عشق و محبت
هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یكی ندان.
چون همه اینها اجزا كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.
بدان كه قلبت كوچك است پس نمی توانی تقسیمش كنی. هرگاه خواستی آن را ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكیش جبران شود.
عشق، هوس
چون اولی مقدس است و دومی شیطانی
اولی تو را به پاكی می برد و دومی به پلیدی
عشق یک طرفه سخت ترین عذابی است که بر انسان نازل می شود زيرا عشق های یکطرفه مثل جادّه های یکطرفه هستند که خط عبور بینشان دیده نمی شود. فقط شما هستید که بر جادّه سوارید و با اتومبیل ها ی دیگر به مقصد مشابهی می روید. به این معنا که اتومبیل دیگری را که برخلاف مسیر خود در حال حرکت باشد نمي یابید و این همان حکایت احساساتی است که نسبت به شخصی در دلمان به وجود آورده ایم.
این حسی است که درون ما نسبت به شخصی زاده شده. غافل از اینکه آن شخص نسبت به احساساتمان بی اطلاع و یا بی اعتنا باشد .
بر اساس تئوری روابط اصلی وقتی فردی عاشق ماست ما برای او یادآور تصویر یکی از افراد اصلی زندگی او هستیم و او هم به این دلیل به ما عشق می ورزد.
اگر نسبت به او احساس خاصی نداشته باشیم، نمی توانیم عواطف راستین خود را بروز بدهیم. بنابراین دروغین بودن پذیرش ما آشکار خواهد شد و آن فرد این بار با زخم های کهنه قدیمی بازی را خواهد باخت.
وقتی کسی عاشق ماست با عشق خود به ما این پیام را می دهد:
من تو را انگار كه سال هاست می شناسم، تو یادآور یکی از افراد مهم در زندگي من هستی.
لبخند جذابتان مي کند: همه ما به سمت افرادي که لبخند مي زنند کشيده مي شويم. لبخند يک کشش و جذبه فوري ايجاد مي کند. دوست داريم نسبت به آنها شناخت پيدا کنيم.
لبخند حال و هوايتان را تغيير مي دهد: دفعه بعدي که احساس بي حوصلگي و ناراحتي کرديد، لبخند بزنيد. لبخند به بدن حقه مي زند.
لبخند مسري است: لبخند زدن برايتان شادي مي آورد. با لبخند زدن فضاي محيط را هم شادتر مي کنيد و اطرافيان را مانند آهن ربا به سمت خود مي کشيد.
لبخند زدن استرس را از بين مي برد: وقتي استرس داريد، لبخند بزنيد. با اينکار استرستان کمتر مي شود و مي توانيد براي بهبود اوضاع وارد عمل شويد.
لبخند زدن سيستم ايمني بدن را تقويت مي کند: به اين دليل عملکرد ايمني بدن تقويت مي شود که شما احساس آرامش بيشتري داريد. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگي جلوگيري کنيد.
لبخند زدن فشارخونتان را پايين مي آورد: وقتي لبخند مي زنيد، فشارخونتان به طرز قابل توجهي پايين مي آيد. لبخند بزنيد و خودتان امتحان کنيد.
لبخند زدن اندورفين، سروتونين و مسکن هاي طبيعي بدن را آزاد مي کند: تحقيقات نشان داده است که لبخند زدن با توليد اين سه ماده در بدن باعث بهبود روحيه مي شود. مي توان گفت لبخند زدن يک داروي مسکن طبيعي است.
لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان مي دهد: عضلاتي که براي لبخند زدن استفاده مي شوند صورت را بالا مي کشند. پس نيازي به کشيدن پوست صورتتان نداريد، سعي کنيد هميشه لبخند بزنيد.
لبخند زدن باعث مي شود موفق به نظر برسيد: به نظر مي رسد که افرادي که لبخند مي زنند اعتماد به نفس بالاتري دارند و در کارشان بيشتر پيشرفت مي کنند.
لبخند زدن کمک مي کند مثبت انديش باشيد: لبخند بزنيد. حالا سعي کنيد بدون از بين رفتن آن لبخند به يک مسئله منفي فکر کنيد. خيلي سخت است. وقتي لبخند مي زنيم بدن ما به بقيه بدن پيغام مي فرستد که "زندگي خوب پيش مي رود". پس با لبخند زدن از افسردگي، استرس و نگراني دور بمانيد.
فكر مي كنم اين عكس عشق را به معناي حقيقي تعريف مي كند .

نمایش پاسخ ..از آنجا كه همه هستي داراي حيات و شعور و كمال جو است، عشق در تمام عالم هستي ، وجود دارد. اين عشق در انسان ـ كه داراي حيات و شعور برتر است ـ از شدت بيشتري برخوردار است؛ ولي بر اساس ارتباط معرفت و عشق و اسباب آن، عشق در همه عالم جريان دارد. (1)
آتش ني، جوشش مي، بدايع طبيعت، كشش اجزاي هم جنس به يكديگر و پيوند و تركيب اضداد از جلوه هاي عشق است؛ جاذبه اي كه جزء را به سوي كل مي راند و ميان اشيا و پديده ها، تناسب، هم سنخي و انضمام مي آفريند.
عشق جوشد بحر را مانند ريگ
عشق سايد كوه را مانند ريگ
عشق بشكافد فلك را صد شكاف
عشق لرزاند زمين را از گزاف (2)
داستان عشق انسان، داستان ديگري است، زيرا به رغم ژرفا و گستردگي ادراكش، داعيه هاي خيالي و وهمي او همواره با عقل و ذات او درگير است و مزاحماني از قواي شهوي و غضبيه بر سر راه قرار دارد. بايد دستي از غيب برون آيد و عشق انسان را هدايت كند و راه وصول عشق را به او بنماياند. فرستادن رسولان و كتاب هاي آسماني براي همين جهت است تا عشق حقيقي و راستين را از عشق مجازي و دروغين باز شناساند و آدمي را در عشق و عاشقي اش مدد رساند. (3) كلام پيامبران، بوي گلي است كه انسان را به سمت گلستان مي برد.
اين سخن هايي كه از عقل كل است
بوي گلزار و سرو و سنبل است
بوي گل ديدي كه آنجا گل نبود
جوش مل ديدي كه آنجا مل نبود (4)
پی نوشتها:
1- ر. ك: اسفار الاربعة، ج 7، فصل 15.
2- مثنوي معنوي، دفتر 5، ابيات 2735 و 2736.
3- ر. ك: صدرالدين محمد شيرازي: عرفان و عارف نمايان، ص 120.
4- مثنوي معنوي، دفتر 1، ابيات 1898و 1899.
نمایش پاسخ ... از آنجا كه همه هستي داراي حيات و شعور و كمال جو است، عشق در تمام عالم هستي ، وجود دارد. اين عشق در انسان ـ كه داراي حيات و شعور برتر است ـ از شدت بيشتري برخوردار است؛ ولي بر اساس ارتباط معرفت و عشق و اسباب آن، عشق در همه عالم جريان دارد. (1)
آتش ني، جوشش مي، بدايع طبيعت، كشش اجزاي هم جنس به يكديگر و پيوند و تركيب اضداد از جلوه هاي عشق است؛ جاذبه اي كه جزء را به سوي كل مي راند و ميان اشيا و پديده ها، تناسب، هم سنخي و انضمام مي آفريند.
عشق جوشد بحر را مانند ريگ
عشق سايد كوه را مانند ريگ
عشق بشكافد فلك را صد شكاف
عشق لرزاند زمين را از گزاف (2)
داستان عشق انسان، داستان ديگري است، زيرا به رغم ژرفا و گستردگي ادراكش، داعيه هاي خيالي و وهمي او همواره با عقل و ذات او درگير است و مزاحماني از قواي شهوي و غضبيه بر سر راه قرار دارد. بايد دستي از غيب برون آيد و عشق انسان را هدايت كند و راه وصول عشق را به او بنماياند. فرستادن رسولان و كتاب هاي آسماني براي همين جهت است تا عشق حقيقي و راستين را از عشق مجازي و دروغين باز شناساند و آدمي را در عشق و عاشقي اش مدد رساند. (3) كلام پيامبران، بوي گلي است كه انسان را به سمت گلستان مي برد.
اين سخن هايي كه از عقل كل است
بوي گلزار و سرو و سنبل است
بوي گل ديدي كه آنجا گل نبود
جوش مل ديدي كه آنجا مل نبود (4)
ما آدم ها معمولا به راحتی از عملکرد یکدیگر انتقاد می کنیم . ملامت و سرزنش ، از عادت هایی است که هریک از ما به نحوی با آن مواجه می شویم . قیافه حق به جانب می گیریم و با مشاهده اشتباهات فورا شروع به ارائه گزارش بدبختی و فلاکت خود می کنیم.
البته اگر انتقاد در قالب هدايت و راهنمایی صورت بگیرد، می تواند سازنده و موثر واقع شود. اما باید به این نکته توجه داشت همان اندازه که انتقاد و ارشاد دیگران می تواند در روند تکامل آن ها موثر باشد و از اشتباهات جلوگیری کند، تشویق، تعریف و تمجید از اعمال صحیح و تبلیغ رفتارهای درست دیگران هم می تواند باعث تداوم و تقویت و تکامل عادات و رفتارهای مناسب گردد.
درواقع ما با انتقاد از اعمال اشتباه دیگران موقعیت آن عمل را در نزد فاعلش تضعیف می کنیم که در مدت زمان و با تداوم تذکرات می توان به کلی آن اعمال را از رفتار فرد محو نمود. حال در نقطه مقابل اگر ما از توانمندی ها و اعمال و رفتار درست دیگران تعریف و تمجید کنیم یا تشکر نماییم، علاوه بر این که احساس موفقیت و پیروزی را در فرد دوچندان کرده ایم باعث می شویم، او از اینکه اعمالش در نظر دیگران ارزشمند و موثر بوده است خرسند شود و با روحیه مضاعف نسبت به تداوم و تکامل رفتار یا اعمالش گام بردارد.
تشکر و قدرشناسی از زحمات یا رفتار خوب دیگران موجب می شود تا آن فرد به ارزش کار خود پی ببرد و خیالش از این بابت راحت شود که دیگران هم قدر و ارزش کار او را می دانند. آن وقت باور یا نگرانی های او در رابطه با دیده نشدن یا این که کسی قدر زحمات او را نمی داند از بین می رود و به جای آن امیدواری، انگیزه و میل به انجام هرچه بهتر کارها در او زنده می شود.
تشریح و یادآوری اعمال نیک افراد به خودشان اگر از صمیم قلب و از روی سیاست نباشد، بیش از همه می تواند موجب رضایت آن ها بشود. به زبانی ساده، برای تداوم و تکامل نیکی ها همیشه باید یاد آن ها را زنده نگه داشت و با تعریف و یادآوری های به موقع از آنها موجب تایید اعمال نیک و ترغیب دیگران به انجام آن شد.
برخلاف تصور برخی افراد که مدعی هستند تعریف و تمجید از دیگران باعث می شود تا فرد دچار توهم و خود بزرگ بینی شود، این طور به نظر می رسد که همه ما علاقه داریم زمانی که یک کار را با زحمت و مشقت فراوان انجام می دهیم تا به موفقیت می رسیم، انتظار داریم مورد تشویق و تایید اطرافیان قرار بگیریم و به نسبت کاری که انجام داده ایم مورد تقدیر و تشکر قرار واقع شویم.
ما اگر کاری را انجام بدهیم و متوجه بشویم که در نظر دیگران اهمیت چندانی نداشته است، کم کم انگیزه و میل خود را جهت انجام آن کار از دست می دهیم و این احساس در ما پدید می آید که اطرافیان برای من و زحمات من ارزش قایل نیستند و تنها می خواهند به جای یک برده از من بهره ببرند و سوء استفاده کنند. آن وقت است که دیگران به راحتی از خدمت صادقانه و خدمتگزارانه ما محروم می شوند و یا با کم و کاستی هایی مواجه خواهند شد.
طبق قانون "هرچیزی برای بقا نیاز به انرژی دارد" باید به یاد داشته باشیم که "هر چیزی" شامل"همه چیز" می شود نه فقط آن هایی که ما دوست داریم. شاید ما تصور کنیم که فرد مورد نظر لایق تعریف و تمجید نیست و وظیفه دارد که کارش را به نحو احسن برای ما انجام دهد. اما قانون بقا گوشش به این حرف ها بدهکار نیست، شاید بتواند در مصرف انرژی صرفه جویی کند ولی نمی تواند به کلی خود را ازدریافت آن محروم کند زیرا به زودی تلف خواهد شد.
برخی دیگر از افراد تصور می کنند که با تشکر یا عذرخواهی بابت زحمتی که دیگران برای آن ها کشیده اند خود را خوار و ذلیل کرده اند یا طرف مقابل کم تر از آن است که از او تقدیر به عمل بیاید. اما تقدیر و تشکر از هرکسی که متحمل زحمتی هر چند ناچیز می شود یک قانون اجتماعی و خواست طبیعت و خداوند است و هرکس به هر دلیلی از آن امتناع کند و یا به درستی ادا ننماید نوعی خلاف قانون و ادب را مرتکب شده است که در محبوبیت و شخصیت اجتماعی او تاثیر بسزایی خواهد گذاشت.
تشکر و قدر دانی در مقابل زحمات دیگران یک وظیفه است نه یک محبت، که هرکسی با انجام آن، میزان اطلاع و آگاهی خود از آشنایی با تعهدات و وظایف اجتماعی و فرهنگی خود را نشان می دهد.
پروردگارا به من بياموز دوست بدارم کساني را که دوستم ندارند ...
عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...
بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...
به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند...
محبت کنم به کساني که محبتي در حقم نکردند......برخـي افراد ممكن است با خواندن اين مقاله پيشنهادات من را غير اخلاقي و غير منـصـفانـه تلقي كنـنـد. بـه بـازي گرفتن احساسات ديگران كار نـا پـسـندي است بـخـصوص كساني كه بسيار دوستتان دارند. اما متاسفانه دنياي واقعي هميشه اين گونه عمل نـمـي كند.
بعضي وقت ها شما به اميد بدست آوردن فرد خاصي ماه ها خود را به آب و آتش مي زنيد به عشق او زنـدگي مي كنـيد و حسرت داشتنش را مي كشيد و عاقبت بدون ثمر و نتـيجـه ناكام مي مانيد. آنـجاسـت كـه راهـكـارهـاي ذيل ناگهان همچون موهبتي آسمـانـي جـلـوه گـر خـواهند شد. البته توصيه هاي من سحر و جادو نبوده و آن گونه نيز نمي بـاشـد كه شخصي را برخلاف خواست و ميل باطني و با بكارگيري اين تكنيك ها وادار بـه آن كند كه دلباخته و عاشق شما گردد. كاري كه اين تكنـيـك ها انجام مي دهند شـانـس و اقـبـال را به مقدار زيادي به سود شما افزايش مي دهند. آيا اين كار شرورانه و نادرست است؟ من اين طور فكر نمي كنم بنابراين به مطالعه خود ادامه دهيد.
زياد معاشرت كنيد... سپس غير قابل دسترس گرديد
هـر چه بيشتر با شخصي ارتباط داشته باشيد آن شخص بيشتر شما را دوست خواهد داشت. اين را ديويد ليدمن متخصص رفتار انسان ها بيان مي كند. در واقع حق با اوسـت. چندين مطالعه ديگر نشان داده كـه در مـعـرض قـرار گـرفـتن مكرر با هر محرك خاص ما را نسبت به آن محرك علاقه مند تر مي گرداند. (تنها زماني اين نظريه صدق نمي كنـد كـه واكنش اوليه ما به آن محرك منفي باشد). بنابراين در ابتداي آشنايي از آنكه كناره گيـر، گريزان و غير قابل دسترس باشيد، پرهيز كنيد. در عوض به دنبـال بهانه هاي فراوان براي آنكه وقت خود را با وي بگذرانيد باشيد.
اكنون حواستان را كاملا جمع كنيد چون اين مرحله زيركانه بوده و احتياج به مهارت دارد. درست زماني كه مطمئن شديد كه او را مجذوب خود كرده و محبوب گشته ايد به تدريج معاشرت خود را كاهش داده و كمتر در دسترس قرار گيريد و اين كـار را تـا زماني كـه وي ديگر شما را ملاقات نكرده و نبينـد ادامه دهيد. شـما هم اكنون ''قانون كمـيابي'' را بطور مؤثر بكار گمارديد. همه ما واقف هستيم كه: مردم خـواهـان چيزهايي هستـند كه نمي توانند داشته باشند. و هميشه در دسترس بودن شـما سبب كاهـش ارزش و شـان شما مي گردد. براي مثال هـرگـاه پـايتان را از در خانه بيرون بگذاريد و با توده عظيمي از الماس بروي زمين روبرو گرديد، كم كم برايتان عادي شده و ديگر آنها را به چشم سنگ هاي گرانبها و ارزشمند نخواهيد نگريست. اين قانون كميابي است كه سبب مي شـود بـيشتر طالب آنها گرديد. با آنان باشيد و سپس كمياب گرديد و مشاهده خواهيد كرد محبوب تر مي شويد. ما مرتبا در مورد مسايلي چون شور و اشتياق، جـاذبـه جـنـسـي و عـشـق صحبت به ميان مي آوريم اما به ''شباهت ها'' اشاره اي نمي كنيم . بـايـد آگـاه باشيم افراد با خصوصيات متضاد در بلـنـد مـدت جـذب يـكديـگر نـمي شوند. ما همواره در جستجوي شباهت ها ميان خود و شريك زندگيمان مي بـاشيم. اغـلب ما بـا گـشـتـن و مـعـاشرت با دوستاني كه مورد علاقه امان نمي باشند ترس داريـم پس چـرا با مـعشـوق خود چنين كنيم؟ علاقمند بودن و دوست داشتن كسي بسيار مهم تر از آن است كه ما عاشق آن فرد باشيم. تنـها شباهت هاي اخلاقي و شخصيتي ما نيست كه حائز اهميت مي باشد. هرگاه شما با فردي كـه از لـحاظ ظاهـر شبـيـه شـما باشد آشنا گرديد، احتمال آنكه وي شيفته و دلباخته شما گردد 4 برابر بيشتر مي باشد.
كار دلپسندي برايش انجام ندهيد
سید حسین عنایتی