تصوری از آرامش
به تعداد شبها روز وجود دارد و طول شب و
روزها هم در چرخه یک سال مساوی است .
حتی سعادتمندترین زندگی ها هم نمی توانند بدون
کمی تاریک سپری شود و کلمه شادی اگر با اندوه
به تعادل نرسد بی معنی خواهد بود .
" کارل یونگ "
پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندان گذاشت که بتوانند به بهترین شکل آرامش را تصویر کنند . نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند . آن تابلوها تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب , رودهای آرام , کودکانی که در خاک می دویدند , رنگین کمان , قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ .
پادشاه تمام تابلوها را بررسی کرد . اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد . اولی تصویر دریاچه ارامی که کوهای عظیم , آسمان آبی را در خود منعکس کرده بوند . در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید و اگر دقیق نگاه می کردند در گوشه چپ دریاچه خانه کوچکی قرار داشت . پنجره اش باز بود , دود از دودکش آن بر می خواست .
تصویر دم نیز کوه ها را نمایش می داد , اما کوه ها نا هموار بود , قله ها تیز و دندانه ای بود , آسمان بالای کوه ها به طور بی رحمانه ای تاریک بود و ابرها آبستن آذرخش , تگرگ و باران سیل آسا بود . این تابلو با تابلوهای دیگر هیچ هماهنگی نداشت . اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد در بریدگی صخره ای , جوجه پرنده ای را می دید , آنجا در میان غرش وحشیانه طوفان , جوجه گنجشکی آرام نشسته بود .
پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده مسابقه بهترین تصویر آرامش , تابلو دوم است . بعد توضیح داد که : آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا , بی مشکل , بی کار سخت یافت می شود , بلکه چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت , آرامش در قلب ما حفظ شود و این تنها معنای حقیقی آرامش است .
سید حسین عنایتی